جواد محقق ـ وجدان بشریت امروز

سالهاست که در شایخه های گوناگون ادبی و هنری، در همه جای جهان، یک نهضت بزرگ بین المللی در برابر ستم گستری زردانِ زورمند پدید آمده است. شاعران ، نویسندگان و هنرمندان بسیاری ، بویژه در سرزمین های تحت سلطه، با ابزار ادب و هنر، سهم خویش را در عرصة مقاومت تعیین کرده و دین خود را به انسان و انسانیت ادا می کنند.
پیکار مندان میدان قلم در این عرصه، تنها به ثبت و ضبط حسب الحال مناسبت های زودگذر بسنده نمی کنند، اما آن را سرآغازی برای ژرف اندیشی در حالات روحی انسان های ستمدیده و ستمگر و راه های برون رفت ذهنی و عینی از چرخة ظالم و مظلوم می پندارند.
این روزها در اکنشاف عالم، در هر جایی که پای استعمارگران پیر و جوان به آن رسیده و جهان خواران سیاه دل بی آزرم بر آن است یازیده اند، این صدای پایداری طنین انداز است و مهر مقاومت بر انواع پدیده های ادبی و هنری می زند.
آری، هیچ زمان و مکانی از ادب و هنر مقاومت خالی نخواهد ماند . زیرا هر جا که ظلم هست و ظالم هست، مبارز و مبارزه هم هست و هر کجا که میدان پایداری و مقاومت است، هنر مقاومت نیز وجود دارد.
از دیروز تا امروز و از امروز تا فردا ، در فلسطین و لبنان و مصر و عراق و ایران تا ویتنام و الجزایر و لیبی و سودان و روسیه و فرانسه و آمریکای لاتین و هر جای دیگر، قلم به دستان مسئول و مبارز و در سنگر کلمات ایستاده اند و چشم در چشم استعمارگران و استثمارگران زورگو و شقاوت پیشه ، به سرکردگی گنده لات گاوچران محلة قداره بندان بین الملل، یعنی آمریکا و نوچه های بد عاقبت کوچکش شمشیر زبان از نیام بیرون کشیده و فریاد عدالت و دادخواهی سر می دهند.
مخاطب این فریاد های اعتراض، نهاد های بی حال بین المللی و سازمانهای دروغگوی حقوق بشری نیستند که گاهی به نعل و گاه به میخ می زنند و سیخ راه می روند و بیانیه های بی بو و بی خاصیت صادر می فرمایند. مخاطب این فریادها، وجدان بشریت امروز است که در میان بوقهای تبلیغیاتی جهان، آگاهی از او دریغ می شود و در غوغای هزاران خبرگزاری پیچیده، از ساده ترین واقعیت های روزگار بی خبر می ماند.
